تبليغاتX
آسمانی نو ...

آسمانی نو ...

با هم باشیم تا آسمان دلمان به رنگ عشق باشد...

    

       خدا حافظ

+نوشته شده در 88/01/14ساعت15توسط محسن | |

 

در مرز نگاه من

از هرسو

ديوارها

بلند،

ديوارها

بلند،

چون نوميدی

بلندند.

آيا درون هر ديوار

سعادتی هست

وسعادتمندی

و حسادتی؟

كه چشم اندازها

از اين گونه مشبـّكند

و ديوارها و نگاه

در دور دست های نوميدی

ديدار مي كنند،

و آسمان

زنداني است

از بلور؟

 

+نوشته شده در 87/11/30ساعت13توسط محسن | |

 

روزگاری رفت و من در هر زمان

آزمودم رنج « غربت » را بسی

درد « غربت » ميگدازد روح را

جز « غريب » اين را نميداند كسی

هست غربت گونه گون در روزگار

محنت غربت بسي مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خيز

غربت « بی همزبانی » بدتر است .

 

+نوشته شده در 87/11/16ساعت17توسط محسن | |

 

لحظه ی ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام ، مستم
باز مي لرزد ، دلم ، دستم
باز گويی در جهان ديگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تيغ
های ، نپريشی صفای زلفكم را ، دست
و آبرويم را نريزی ، دل
اي نخورده مست
لحظه ي ديدار نزديك است

                                                                   استاد اخوان ثالث

+نوشته شده در 87/09/10ساعت11توسط محسن | |

+نوشته شده در 87/08/28ساعت14توسط محسن |

 

+نوشته شده در 87/08/28ساعت14توسط محسن | |

 

دروغ نگو ...
نظر دادن اصلا مهم نیست ...
مواظب باش هیچ وقت چیزی رو که بهش اعتقاد نداری توی وبت نذاری .
حتی اگه خیلی قشنگ باشه ..
وبلاگت یعنی نظرت و عقیدت و نظرت توی وبلاگته 
چیزی ننویس
مگه این که نوشتت روحت باشه 
چیزی نبین 
مگه این که باور داشته باشی روبه روت اون چیزیه که داری میبینی 
کاری نکن 
مگه این که با قلبت اون کار رو قبلا کرده باشی ...
موفق باشی

+نوشته شده در 87/08/25ساعت11توسط محسن | |

 

توی شبهای سیاه آسمونم

همیشه دنبال یک هاله نورم

نوری که رنگ نگاهش  طلایی باشه

نوری که برای غم هام مرهم نهایی باشه

یعنی میشه نوری باشه برا رهایی من

یعنی میشه آبی باشه آسمونه خیالی من

+نوشته شده در 87/08/19ساعت12توسط محسن | |

 

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من 
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس 
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .

                                                                                                   

                                                                                                   استاد اخوان ثالث

+نوشته شده در 87/08/19ساعت12توسط محسن | |

                   شیشه ای می شکند...
یک نفر می پرسد...
چرا شیشه شکست؟
مادر می گوید...
شاید این رفع بلاست.
یک نفر زمزمه کرد...
باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد.
شیشه ی پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست،
عابری خنده کنان می آمد...
تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...
اما امشب دیدم...
هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید...
از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟
دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا...

+نوشته شده در 87/08/19ساعت11توسط محسن | |


آری آری زندگی زیباست ...
زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست ,
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ؛
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست ...


از سیاوش جان کسرایی

+نوشته شده در 87/08/15ساعت10توسط محسن | |

 

چند کلمه حرفهای عاشقانه

 

تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا ميدونيد دلتنگی چيه ؟

بزرگترين دلتنگی اينه که بدونی يه روزی از کسی که دوسش داری بايد جداشی حالا چه بخوای چه نخوای.

 تا حالا فکر کردی خوشبختی يعنی چی ؟

خوشبختی يعنی اينکه يکی يه گوشه دنيا باشه که دوست داشته باشه يکی باشه که پناه خستگی هات باشه يکی باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه

 تا حالا فکر کردی آرامش يعنی چی؟

 آرامش يعنی اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشی که توی سينه کسی که دوسش داری يه خونه گرم داری

تا حالا فکر کردی زندگی يعنی چی؟

زندگی يعنی اينکه همه عمرت تلاش کنی و جون بکنی برای بدست آوردن اونچيزی که بهش ايمان داری زندگی يعنی اينکه خودتو دوست داشته باشی برای اينکه توی دلت عشق اون هست

+نوشته شده در 87/08/03ساعت11توسط محسن | |

اين وبلاگ مال دل كوچيكه منه.اون دوس داره با تو باشه. تو هم با اون باشي.يه جورايي بگيتو مست خودتون بشيد. واسم مهم نيست اين مطلبو چند نفر مي خونن.همين كه خودم راضي باشمو يه قلبه كوچيكه ديگه با من باشه واسم بسه.البته من دوس دارم اون يكي قلبه توباشي.

مطالبي كه به نظرتون خوبه ميتونين در نظرات قرار بدین  تا با اسم قشنگتون توي وبلاگ قرار بگيره تا همه ما آرزوهامون خشگلتر بشه.

                

       منتظرتون میمونم چون تمام ناتمام من با تو تمام می شود ...

 

+نوشته شده در 87/08/02ساعت16توسط محسن | |

سلام.

شايد بدوني شايد هم نه.حسي رو كه آدم وقتي داره اولين كلمات  روياي قشنگه خودشو مي نويسه.اين كلمات چكيده ي عشقيه كه نويسنده داره و روي كاغذ نوشته ميشه.

هر چقدر زمين و زمينيا  محدود و ثابت باشه آسمون وسيع و بي انتهاست.يه جورايي نه ابتدا  داره نه انتها.يه چيز ديگه اينكه صاحب هم نداره.مال همه ست.تا دلت هم بخواد خوشكله مثل خودت.يه جورايي آسمون مسه آرزوهاست.

يكي ميگه آدمارو بايد از روي آرزوهاشون دلتنگياشون و عشقاشون شناخت.و در اين مثلث آرزوهاي ما هستن كه ما رو به حركت درميارن.بايد قبول كنيم كه اين آرزوهاي ما هستن كه ما رو زنده نگه داشتن.به ما قدرت ميدن. ما چون آرزو داريم زنده ايم.به عبارتي واضح تر

                                     هويت ما آرزوهامون هستن.    

 

خوشكلم نظر گلت رو برام بنويس.ممنونم.

+نوشته شده در 87/08/02ساعت16توسط محسن | |